بديع الزمان فروزانفر

421

شرح مثنوى شريف ( فارسى )

بزيورها بيارايند روزى خوب رويان را * تو سيمين تن چنان خوبى كه زيورها بيارايى كليات سعدى ، ص 657 چون قلم از باد بد دفتر ز آب * هر چه بنويسى فنا گردد شتاب نقش آب است ار وفا جويى از آن * باز گردى دستهاى خود گزان باد در مردم هوا و آرزوست * چون هوا بگذاشتى پيغام هوست خوش بود پيغامهاى كردگار * كاو ز سر تا پاى باشد پايدار نقش آب : صورت و نقشى كه بر آب زنند و نگارند ، بكنايت ، امرى ناپايدار . دست گزيدن : بكنايت ، پشيمان شدن بمناسبت آن كه هنگام پشيمانى دست و انگشت را گاز مىگيرند . در زبان عربى كار عبث و بىثبات را به خط نوشتن و صورت نگاشتن بر آب مثل مىزنند و در اين مورد مىگويند : « كالرقم على الماء » و مردم بىهده كار را بدين گونه تعبير مىكنند : « كالراقم على الماء » چنان كه در پارسى « خشت بر دريا زدن » و « آب بهاون سودن » درين مورد به كار مىبرند ، مولانا سخنى را كه از روى ميل و هواى نفس بر زبان آرند به نقش بر آب تشبيه مىكند زيرا هر سخن كه بهواى نفس گفته شود حاكى از جنبه‌ى شخصى انسان و نمودار غرض نفسانى است و مانند سائر شئون و احوال شخصى دوام نمىپذيرد بر عكس كلامى كه براى مصلحت عام و دور از غرض گفته شود كه حكم كلى دارد و مانند امور كلى پايدار مىماند و بدين جهت هواى نفس را بباد مانند مىكند كه باد محرك سطح آبست و موج مىانگيزد و هوى و آرزو نيز باطن آدمى را در تصرف مىگيرد و بر سخن مىگمارد علاوه بر آن كه باد نوعى از هواء